Sunday, December 08, 2002

با سلام.
امروز می خواهم دومین بار به روی ص�حه قدم بزارم.نوشته اولم را می خواهم با دوستی آغاز کنم . واقعا چه کلمه زیبای است. اگر این دوستیها وآشنایها نبود چقدر انسان تنها بود.خوشحالم از اینکه می توانم بنو یسم. شما دوستان یک خانواده تشکیل دادید امیدوارم مرا در جمع خود پذیرا باشید.
آری هیچ چیز جاودان نخواهد ماند جز دوستی .........................................
گلها سبزها و دریاها همه از بین می روند موهای طلایی رنگ و گونهای گلرنگ زرد و سپید می شوند.همه چیز می گذرد و نا بود می شود �قط رشته دوستی
ومحبت است که هرگز گسیخته نمی شود.
و اکنون یک گل شاه پسند را که نشانه دوستی است به تک تک شما هدیه می کنم.
امید وارم دوستی مو �قیت آمیز و م�یدی باشد.
من آمدم
با سلام به همه:
قبل از اینکه چیزی بنویسم می خواهم کمی از خودم بگم.
سمیه خازنی-در سال5/8 /1360در شیراز بدنیا آمدم.دو برادر دارم.�رزند دوم خانواده در حال حاضر مشغول تحصیل هستم.
رنگ آبی را خیلی دوست دارم چون بمن آرامش میدهد.
دیوانه شعرهای جاکلین هستم چون حر� دل.
�ردی حساس هستم .
و خلاصه عاشق نوشتن هستم.
مدتها قبل دنبال جای می گشتم که آزادی بیان داشته باشد.
خوشحالم از اینکه جای رو پیدا کردم که می توانم آزادانه بنویسم.
با تشکر از دوست عزیزم ا�سانه که این راه را بمن نشان داد.
امیدوارم دوستان خوبی در کنار هم باشیم.