روزهای زندگی مثل برق دارن می گذرن ما هنوز از زندگی چیزی ن�همیدیم.
دلم از این روزگار گر�ته از این که بیهوده داره می گذر
از اینکه شبها ØµØ¨Ø Ù…ÛŒ شن صبØÙ‡Ø§ شب Ù…ÛŒ شن.
بدون هیچ هد�ی زندگیها �قط شده چشموهم چشمی.
ای کاش ورق زندگی زودتر برگرده و زندگی بکام ما بشه.
امشب آسمون دلش گرÙ�ته از غروب تا ØØ§Ù„ا داره Ù…ÛŒ باره غم غریبی روی دلها پاشیده.
ای کاش انقدر قدرت داشتم که می توانستم سرزمینم رو آباد کنم .
از این همه هرج ومرج از این همه بگو مگو خسته شدم.
خدایا کمکمون کن میهنمون از این نا امنی خلاص بشه.
یک چیز بگم نمی دونم باید بخندید یا گریه کنید!
ØµØ¨Ø Ø¨Ø§ اÙ�سانه داشتیم در مورد دزد ØµØØ¨Øª Ù…ÛŒ کردیم من Ù…ÛŒ Ú¯Ù�تم Ù…ØÙ„Ù‡ ما دزد نداره
خلاصه Ø¨ØØ« یک مقدار ادامه داشت تا شب ساعت 8 سر سÙ�ره شام یک دÙ�عه صدای
شکستن شیشه شنیدیم سریع همه ر�تیم پشتبام. در پشتبامرو آقا دزد از اون طر� ق�ل کرده بود.
بعدش ر�تیم خونه همسایه از اون طر� در باز کردیم که دیگه آقا دزد �رار کرده بود.
خلاصه شیشه های پاسیو رو شکسته بود.
دزدها اینقدر پرو شدن با وجودی که چراغها روشن سر شب
می دونن ما خونه هستیم می یان دزدی.
باید به کی بگیم :این بر میگرده به بی نظمی جامعه.
به این که مردم گرسنه شدن راهی براشون باقی نمونده.
چیزهای که توی مملکت ما وجود نداره این مسایل رو به وجود می یار.
بیاید دست به دست هم بدیم وطنمون رو از نو بسازیم.
دلم از این روزگار گر�ته از این که بیهوده داره می گذر
از اینکه شبها ØµØ¨Ø Ù…ÛŒ شن صبØÙ‡Ø§ شب Ù…ÛŒ شن.
بدون هیچ هد�ی زندگیها �قط شده چشموهم چشمی.
ای کاش ورق زندگی زودتر برگرده و زندگی بکام ما بشه.
امشب آسمون دلش گرÙ�ته از غروب تا ØØ§Ù„ا داره Ù…ÛŒ باره غم غریبی روی دلها پاشیده.
ای کاش انقدر قدرت داشتم که می توانستم سرزمینم رو آباد کنم .
از این همه هرج ومرج از این همه بگو مگو خسته شدم.
خدایا کمکمون کن میهنمون از این نا امنی خلاص بشه.
یک چیز بگم نمی دونم باید بخندید یا گریه کنید!
ØµØ¨Ø Ø¨Ø§ اÙ�سانه داشتیم در مورد دزد ØµØØ¨Øª Ù…ÛŒ کردیم من Ù…ÛŒ Ú¯Ù�تم Ù…ØÙ„Ù‡ ما دزد نداره
خلاصه Ø¨ØØ« یک مقدار ادامه داشت تا شب ساعت 8 سر سÙ�ره شام یک دÙ�عه صدای
شکستن شیشه شنیدیم سریع همه ر�تیم پشتبام. در پشتبامرو آقا دزد از اون طر� ق�ل کرده بود.
بعدش ر�تیم خونه همسایه از اون طر� در باز کردیم که دیگه آقا دزد �رار کرده بود.
خلاصه شیشه های پاسیو رو شکسته بود.
دزدها اینقدر پرو شدن با وجودی که چراغها روشن سر شب
می دونن ما خونه هستیم می یان دزدی.
باید به کی بگیم :این بر میگرده به بی نظمی جامعه.
به این که مردم گرسنه شدن راهی براشون باقی نمونده.
چیزهای که توی مملکت ما وجود نداره این مسایل رو به وجود می یار.
بیاید دست به دست هم بدیم وطنمون رو از نو بسازیم.
